«اگه یه روز بری سفر»، درگذشتگان فرهنگ و هنر؛ از فرامرز اصلانی و سعید راد تا فریدون شهبازیان و زری خوشکام

در سال ۱۴۰۳ عدهای از نامآوران حوزههای ادبیات، هنر، پژوهش و ترجمه در ایران درگذشتند. این مطلب، نگاه کوتاهی است به زندگی و آثار بعضی از این چهرههای مطرح فرهنگ و هنر.
همانند سالهای گذشته شماری از این ادیبان و هنرمندان، با وجود عشق و علاقه فراوان به ایران، به دلایل سیاسی و عقیدتی نتوانستند به ایران برگردند و در غربت، خاکسپاری شدند.
بعضی هم، مانند ابراهیم نبوی، به وصیت خودش در تهران به خاک سپرده شدند.
فرامرز اصلانی؛ «اگه یه روز بری سفر»
فرامرز اصلانی خواننده و ترانهساز شناخته شده در اثر ابتلا به سرطان در شامگاه اول فروردین ۱۴۰۳ در ۷۹ سالگی درگذشت.
او در سال ۱۳۲۳ در تهران و در خانوادهای علاقهمند به موسیقی متولد شد.
بعد از گرفتن دیپلم در تهران، در رشته روزنامهنگاری در لندن تحصیل کرد. در سال ۱۹۷۵ به ایران برگشت و در روزنامه انگلیسیزبان «تهران ژورنال» به روزنامهنگاری پرداخت.
فرامرز اصلانی بهتدریج وارد حرفه موسیقی شد و آلبوم «دلمشغولیها» را منتشر کرد که بهسرعت به موفقیت رسید.
آهنگهایی مثل «اگه یه روز»، «دیوار» و «آهوی وحشی» از آثار همین آلبوم بود.
او بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد و ابتدا در بریتانیا ساکن شد. آقای اصلانی در سالهای اخیر در آمریکا زندگی میکرد.

منبع تصویر، Mahnaz Afkhami
غلامرضا افخمی؛ «زندگی و زمانه شاه»
غلامرضا افخمی، پژوهشگر ارشد و از پایهگذاران بنیاد مطالعات ایران ۵ شهریور ۱۴۰۳ در مریلند آمریکا درگذشت. از مشهورترین آثار او کتاب هفتصد صفحهای «زندگی و زمانه شاه» است که دانشگاه کالیفرنیا منتشر کرده است.
او در سال ۱۳۱۴ در تهران متولد شد. تحصیلات متوسطه خود را در دبیرستان البرز به پایان برد و در سال ۱۳۳۳ برای تحصیلات دانشگاهی راهی آمریکا شد.
غلامرضا افخمی پس از پایان تحصیلات در سال ۱۳۴۳ به ایران بازگشت. چندی بعد برای تدریس علوم سیاسی جذب دانشگاه ملی ایران شد و تا حدود دوازده سال در دانشگاه ماندگار شد. در سال ۱۳۵۳ به وزارت کشور رفت و چندی بعد دبیر کمیته ملی پیکار جهانی با بیسوادی شد.
او تا مهر ۱۳۵۸ به زندگی مخفیانه در ایران ادامه داد تا اینکه در نهایت موفق شد خود را به آمریکا برساند.
آقای افخمی در نخستین سالهای پس از انقلاب با همسرش مهناز افخمی موسسه غیرانتفاعی «بنیاد مطالعات ایران» را در واشنگتن پایهگذاری کرد.
آقای افخمی و همسرش در این بنیاد و در چارچوب «تاریخ شفاهی ایران» با بسیاری از مسئولان و سیاستمداران حکومت پهلوی مصاحبه کردند.

منبع تصویر، MEHR
صادق بریرانی؛ « تمبر یونیسف»
صادق بریرانی در بهمن ۱۴۰۳ در ۱۰۱ سالگی درگذشت.
آقای بریرانی در سال ۱۳۰۲ خورشیدی در روستای بریران صومعهسرا گیلان زاده شد.
در سال۱۳۲۶ برای تحصیل در رشتهٔ نقاشی وارد دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد. سپس به آمریکا رفت و در دانشگاه ایندیانا تحصیل کرد.
آقای بریرانی از ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۷ رئیس اداره گرافیک وزارت فرهنگ و هنر بود.
او در این دوران بیش از ۵۰ تمبر یادبود طراحی کرد که نامش بر تمبر یادبود بيست و پنجمین سالگرد یونیسف آمده است.
آقای بریرانی از سال ۱۳۶۰ در دانشگاههای تهران گرافیک تدریس میکرد.
او همچنین داور دوسالانهٔ گرافیک برنو، چکسلواکی در ۱۳۵۵ و دوسالانهٔ طراحی گرافیک تهران در ۱۳۷۱ بود و در نمایشگاههای گرافیک و نقاشی بسیاری حضور داشت.

منبع تصویر، Kambiz Bagheri
محمدعلی بهمنی؛ «خرچنگهای مردابی»
محمدعلی بهمنی، شاعر و ترانهسرای نامآشنای موسیقی ایران ۹ شهریور ماه در تهران درگذشت.
آقای بهمنی، ۸۲ سال پیش در ۲۷ فروردین ۱۳۲۱ در قطار مسیر تهران به اندیمشک به دنیا آمد.
در سال ۱۳۴۲ راهی رادیو تهران شد که «برنامه گلها» در اوج فرهنگ شنیداری موسیقی ایران قرار داشت. حاصل آن دوران طلایی در کارنامه آقای بهمنی با ترانههای ماندگاری از جمله «قصه دل» با صدای عماد رام، «هوای قفس» با صدای حمیرا، «چادر نماز» با صدای رامش و «زندگی» با صدای ایرج، به ثبت رسیده است.
در سالهای بعد از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ آقای بهمنی چندین کتاب شعر منتشر کرد. از جمله در سال ۱۳۶۹ کتاب «گاهی دلم برای خودم تنگ میشود» و یا دو دفتر شعر «دهاتی» و «غزل» در سال ۱۳۷۷، «من زندهام هنوز» و «غزل فکر میکنم» در سال ۱۳۸۸ و «غزل زندگی کنیم» را در سال ۱۳۹۲ منتشر کرد.
آقای بهمنی از یک سو با سرودن ترانههای خاطرهانگیز چون «هوای قفس با صدای حمیرا»، «رودخونهها با صدای رامش» و یا «خرچنگهای مردابی با صدای حبیب» جایگاه ویژهای در شعر و موسیقی ایران برای خود کسب کرد و از طرف دیگر با پذیرش ریاست شورای شعر و ترانه دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، انتقادهایی را هم به جان خرید.

فریدون تنکابنی؛ سنگ سخت ناهموار
فریدون تنکابنی، نویسنده مطرح ایرانی هفتم مهرماه ۱۴۰۳ در هشتاد و هفت سالگی در شهر کلن آلمان درگذشت.
آثار او هم در دوران پهلوی و هم در حکومت جمهوری اسلامی سانسور شد. قبل از انقلاب، به زندان افتاد و بعد از انقلاب هم زندگی در تبعید را تجربه کرد.
فریدون تنکابنی از داستاننویسی و زبان طنز برای مطرح کردن مسائل سیاسی و اجتماعی ایران استفاده میکرد.
او در یک دهه گذشته ساکن خانه سالمندان بود.
فریدون تنکابنی سال ۱۳۱۶ در تهران از پدر و مادری معلم به دنیا آمد.
تنکابنی اولین داستانهایش را در دهه ۱۳۳۰ نوشت و چندین دهه به این کار ادامه داد.
او در نخستین اثر چاپشدهاش به نام «مردی در قفس» که در سال ۱۳۴۰ منتشر شد، از وضعیت زندگی اقشار ضعیف و مشکلات آنان نوشت.
یک سال بعد، در ۱۳۴۱، تنکابنی با دومین کتابش با عنوان «اسیر خاک»، که اسم نویسنده را «ف. ت. آموزگار» گذاشته بود، خود را به عنوان یک نویسنده تثبت کرد. او در این مجموعه داستان هم به زندگی تهیدستان با روایتی ساده پرداخت.
«ستارههای شب تیره» که در سال ۱۳۴۷ منتشر شد، از دیگر آثار شاخص تنکابنی در دهه چهل است. او در این کتاب نیز مسائل اجتماعی را دستاویز داستانهای انتقادی ولی با زبانی بسیار روان و ساده قرار داد.
فریدون تنکابنی از جمله نویسندگان عضو حزب توده بود که بعد از انقلاب، هیات دبیران کانون نویسندگان ایران آنها را از این کانون اخراج کرد.
او در سال ۱۳۶۲ قاچاقی از مرز ایران خارج و راهی آلمان شد.
دو مجموعه داستان «چهارشنبهها» و «فانی و وودی» که در آلمان به چاپ رسیدند، زندگی و محل سکونت جدید نویسنده و در کل زندگی مهاجران را بازتاب میدهند.
خود تنکابنی درباره زبان تند و تیز در آثارش معتقد بود: «خواستهام سنگ سخت ناهموار باشم. نخواستهام مرمر صاف شفاف لغزنده و لغزاننده باشم. خواستهام تازیانه باشم و فریاد گوشخراش، نه بستر نرم و لالایی خوابآور. و از ابتدا، کم و بیش، همواره همین را خواستهام.»

منبع تصویر، TASNIM
صدرالدین حجازی؛ «ناخدا خورشید»
صدرالدین حجازی در ۲۴ شهریور ۱۴۰۳ و در ۷۶ سالگی درگذشت.
آقای حجازی متولد ۱۶ مرداد ۱۳۲۷ بود.
او در سال ۱۳۴۲ به دانشگاه هنر راه یافت. در طول دوران دانشجویی نمایشنامههایی مانند «تله» و «صیادان» را کارگردانی کرد.
آقای حجازی در سال ۱۳۵۶ بهعنوان بهترین بازیگر نقش اول مرد شناخته شد و جایزه اسب طلایی جشنواره بینالمللی تئاتر را دریافت کرد که فقط همان یک سال برگزار شد.
صدرالدین حجازی از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۳ سرپرستی مجتمع دانشسراهای هنر را برعهده داشت و در سال ۱۳۶۴ مدیر تالار آبگینه شد. از آثار سینماییاش میتوان به بازی در «ناخدا خورشید»، «شاخههای بید» و «سنتوری» اشاره کرد.
او همچنین در مجموعههای تلویزیونی «کوچک جنگلی»، «مختارنامه» و مجموعههای تلویزیونی «روزی روزگاری» و «نابرده رنج» بازی کرد.

منبع تصویر، TASNIM
محمود حکیمی؛ «داستانهایی از زندگی امیرکبیر»
محمود حکیمی در سال ۱۳۲۳ در تهران متولد شد و پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه، برای تحصیل دررشته وارد دانشگاه تربیت معلم شد و پس از مدتی تدریس در مدارس تهران، برای ادامه تحصیل دررشته تعلیم و تربیت به بریتانیا رفت و پس از دریافت درجه فوق لیسانس و بازگشت به ایران، به تدریس در مراکز تربیت معلم پرداخت.
او نویسندگی را از سال ۱۳۳۹ در مجله کیهان بچهها شروع کرد که چهار سال ادامه داشت. از اولین نویسندگانی بود که کتابهایی درباره مضامین اسلامی برای کودکان و نوجوانان در دوران پیش از انقلاب نوشت.
نخستین کتاب دینی آقای حکیمی در سال ۱۳۴۷ درباره زندگانی «مصعببن عمیر» از یاران پیامبر اسلام بود که با عنوان «اشرافزاده قهرمان» به چاپ رسید. او همچنین کتابی با نام «داستانهایی از زندگی امیرکبیر» منتشر کرد.
او از سال ۱۳۵۰ داستانهای دینیاش را مجله حوزه علمیه قم با نام «درسهایی از مکتب اسلام» منتشر میکرد که در سال ۱۳۳۷ آیتالله محمدکاظم شریعتمداری تأسیس کرده بود. این مجموعه سعی در انتشار آموزه های دینی با رویکردی جدید برای مخاطبان جوانش داشت.
آقای حکیمی پس از انقلاب اسلامی، مسئولیتهایی چون معاونت دفتر انتشارات کمک آموزشی و ویراستار کتابهای درسی علوم انسانی دفتر تالیف کتاب های درسی را به عهده داشت.
او از ۱۳۶۵ سرپرست واحد مطالعات و انتشارات سازمان آموزش کودکان و دانشآموزان استثنایی بود.

منبع تصویر، مجله فیلم و هنر
زری خوشکام؛ «سلطان صاحبقران و هزاردستان»
زری خوشکام (زهرا حاتمی) بازیگر قدیمی سینما و همسر علی حاتمی، فیلمساز، روز ۲۸ اردیبهشت، در ۷۶ سالگی درگذشت.
خانم خوشکام متولد ۱۳۲۶ و ستاره سینمای ایران در دهه ۵۰ خورشیدی بود. هنرپیشگی را از سال ۱۳۵۰ با بازی در فیلم «آدمک» به کارگردانی خسرو هریتاش آغاز کرد و با نقشش در فیلم «کلبهای آن سوی رودخانه»، مقابل ناصر ملک مطیعی، در سینما شناخته شد. او از معدود بازیگران زن سینمای ایران بود که در سکانسهای برهنه ظاهر شده بود.
زری خوشکام پس از ازدواج با علی حاتمی و به دنیا آوردن فرزندشان لیلا در سال ۱۳۵۱ از سینما دور شد و تا قبل از انقلاب ۱۳۵۷ فقط در یک نقش در سریال «سلطان صاحبقران» بازیگری کرد.
او پس از انقلاب به جز چند سکانس در سریال «هزاردستان»، که آنهم در هنگام پخش سانسور شد، خانهنشین بود و به گفته خودش ۳۰ سال ممنوعالتصویر شد.

منبع تصویر، Getty Images
سعید راد؛ «خداحافظ رفیق»
سعید راد در حالی در ۸۰ سالگی درگذشت که کارنامه کاریاش به سه بخش مجزا تقسیم شده بود و وقوع انقلاب ۵۷ بخش مهمی از آثار او را سالها به دست فراموشی سپرد.
او بعد از ایفای نقشی کوتاه در فیلم «فاتحین صحرا»، محصول سال ۱۳۵۰، به سرعت پلههای ترقی را طی کرد و همان سال نقش اول فیلم «خداحافظ رفیق» ساخته امیر نادری به او سپرده شد.
او با بازی در فیلمهایی چون «تنگنا»، «صادق کرده» و «صبح روز چهارم» به مرور به یکی از شمایلهای سینمای اجتماعی و معترض دهه ۱۳۵۰ تبدیل شد و نامش در کنار بازیگران باسابقهتری مانند بهروز وثوقی، عزتالله انتظامی و علی نصیریان به عنوان هنرپیشههای شاخص جریان «موج نو» قرار گرفت.
بخش دوم کارنامه سعید راد بعد از انقلاب ۵۷ رقم خورد و او برخلاف بسیاری از ستارههای سینمای قبل از انقلاب توانست به کار خود ادامه دهد و تا سال ۱۳۶۳ در هفت فیلم سینمایی بازی کرد. مسئولان سینمایی وقت بعد از «عقابها» حکم به ممنوعیت فعالیت سعید راد دادند و او مدتی بعد ایران را ترک کرد. ابتدا به پاکستان و هند رفت و سرانجام به آمریکا رسید.
سعید راد بعد از حدود ۱۵ سال در اواخر دهه ۱۳۷۰ به ایران بازگشت، اما چند سال طول کشید تا مجوز بازی او صادر شود. سعید راد سرانجام موفق شد بعد از حدود دو دهه در فیلم «دوئل» ساخته احمدرضا درویش بازی کند.

منبع تصویر، Kambiz Bagher
امین الله رشیدی؛ «رنج جدایی»
امینالله رشیدی، خواننده و ترانهسرایی که آثارش در خاطره اهل موسیقی نقش بسته است، روز جمعه بیستم مهرماه در ۹۹ سالگی درگذشت.
او در روستای راوند کاشان دیده به جهان گشود. پدرش کشاورز و مادرش دختر ادیب بیضایی کاشانی، شاعر بود که به همین واسطه ذوق سرودن در سر داشت.
۲۱ ساله بود که از راه شنیدن صفحات گرامافون و خوانندگان آن زمان رادیو با موسیقی دستگاهی ایران بیشتر آشنا شد و در کلاسهای شبانه هنرستان موسیقی که در مکان تالار وحدت فعلی برگزار میشد، ثبتنام کرد. اصول نتخوانی را پیش موسی معروفی و مسعود معارفی یاد گرفت و تئوری آواز را نزد دکتر مهدی فروغ در همان هنرستان آموخت.
امینالله رشیدی اولین خواننده ایرانی است که به مدد اصول نتخوانی و نتنویسی، آهنگهایی را که میساخت بدون استفاده از ساز بر روی کاغذ مینوشت.
در سال ۱۳۲۸، موسی خان معروفی او را به علیمحمد خادم میثاق، رهبر یکی از ارکسترهای رادیو تهران معرفی کرد. در آن زمان آقای رشیدی ۲۴ ساله بود و فعالیت موسیقایی خود را در رادیو آغاز کرد و اولین ترانه خود را با نام «رنج جدایی» خواند که از رادیو پخش شد.
همکاری امینالله رشیدی با این برنامهها ادامه داشت تا اواخر سال ۱۳۴۴ که در آستانه ۴۰ سالگی ترجیح داد که با کنارهگیری از رادیو به فعالیتهای دیگرش بپردازد. در زمان فعالیت در رادیو تهران او حدود ۱۲۰ آهنگ ساخت.
امینالله رشیدی از دهه هفتاد شروع به انتشار آثار خود به صورت کاست و در ادامه سی دی کرد از جمله آلبومهای «دلم تنگ است»، «افسونگر»، «من عشقم»، «عطر گیسو»، «چشم شب» و «بخت گمشده».

منبع تصویر، آرته
فریدون شهبازیان؛ «پر کن پیاله را»
فریدون شهبازیان، آهنگساز و رهبر ارکستر برجسته ایران روز شنبه ۲۲ دی در تهران درگذشت. آقای شهبازیان از ۹ دی در بیمارستان طالقانی تهران بستری بود. او دچار مشکلات تنفسی شده بود.
فریدون شهبازیان در سال ۱۳۲۱ در تهران زاده شد.
او از خردسالی به یاری پدرش با موسیقی آشنا شد. حسین شهبازیان پدر فریدون شهبازیان، نوازنده ویولن، رهبر ارکستر و از شاگردان ابوالحسن صبا بود.
در ۱۷ سالگی به عضویت ارکستر سمفونیک تهران به رهبری حشمت سنجری درآمد و در سال ۱۳۴۵ رهبری این ارکستر را به عهده گرفت.
آقای شهبازیان چندی بعد با عضویت در ارکستر مجلسی رادیو و تلویزیون ملی سرپرستی برنامه موسیقی گلهای تازه را پذیرفت.
این آهنگساز برجسته از اوایل دهه ۱۳۵۰ تا پیش از انقلاب ایران با کمک کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان چند مجموعه با عنوان «صدای شاعر» منتشر کرد و با شاعرانی از جمله احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث و امیرهوشنگ ابتهاج همکاری کرد.
فریدون شهبازیان در قالب آهنگسازی و تنظیم برای ارکستر با خوانندگانی همچون محمدرضا شجریان، عهدیه، علیاصغر شاهزیدی، عارف، سیمین غانم، پری زنگنه، اکبر گلپایگانی، علیرضا افتخاری، محمد اصفهانی و عبدالحسین مختاباد همکاری کرده است.
از جمله آثار محبوب او میتوان به «جام تهی» (پر کن پیاله را) با صدای محمدرضا شجریان، «کاشفان فروتن شوکران» و «رباعیات خیام» با دکلمه احمد شاملو، «گل گلدون من» با صدای سیمین غانم و آلبوم «چرخ گردون» به آهنگسازی علی تجویدی و صدای علیاصغر شاهزیدی اشاره کرد.
از مجموعه آثار فریدون شهبازیان برای سینما و تلویزیون میتوان از موسیقی متن فیلم «آوار» به کارگردانی سیروس الوند، «شیر سنگی» به کارگردانی مسعود جعفری جوزانی و سریال «پائیزان» به کارگردانی رسول صدر عاملی نام برد.

منبع تصویر، Honaronline.ir
پری صابری؛ «شمس پرنده»
پری صابری از کارگردانان قدیمی و شناختهشده تئاتر ایران در ۹۲ سالگی در گذشت.
خانم صابری متولد سال ۱۳۱۱ در کرمان بود. او پس از پایان تحصیلات مقدماتی در ایران، به فرانسه رفت و تئاتر و سینما خواند.
پری صابری در اوایل دهه چهل به ایران برگشت و نمایشنامههای خارجی متعددی را ترجمه و اجرا کرد. یکی از آنها اجرای نمایشنامه «مردگان بی کفن و دفن» نوشته ژان پل سارتر بود.
از دیگرکارهای تئاتری او ترجمه و بازی در نمایش «شش شخصیت در جستوجوی نویسنده»، نوشته لوئیجی پیراندلو، با بازی فروغ فرخزاد در نقش اصلی بود.
پری صابری پس از انقلاب از ایران خارج شد ولی در اواخر دهه شصت بازگشت.
خانم صابری در این دوران بیشتر به اجراهایی پرداخت که درباره افسانهها و اسطورههای ایرانی بود. از جمله این اجراها میتوان به «لیلی و مجنون»، «سیاوش در آتش»، «هفت خان رستم»، «هفت شهر عشق» و «من به باغ عرفان» درباره زندگی سهراب سپهری اشاره کرد.
«شمس پرنده»، که خانم صابری آن را موفقترین اثر خود میدانست، تا سال ۱۳۹۵ بیش از ۲۰۰ اجرا در ایران و ایتالیا و فرانسه داشت.
پری صابری «شمس پرنده» و «اسطورهٔ سیاوش» را در تالار یونسکوی پاریس به روی صحنه برد و در سال ۲۰۰۴ نشان شوالیه هنر و ادب فرانسه را برای اجرای این آثار دریافت کرد.

منبع تصویر، Artebox
ژاله علو؛ «خاله لیلا»
ژاله علو، ستاره تئاتر و سینمای ایران ظهر روز سوم دی ۱۴۰۳ در ۹۷ سالگی درگذشت.
ژاله علو با نام اصلی شوکت، چهاردهم مرداد ۱۳۰۶ در کوچه شریعت، محلّهٔ سنگلج تهران به دنیا آمد. پدرش ارتشی و پدربزرگش، علوالسلطنه از خوشنویسان دوران قاجار بود که نام خانوادگی آنها از نام او گرفته شد.
او که با فیلم افسونگر وارد سینما شده بود تا اواخر دهه سی خورشیدی ایفاگر نقشهای اصلی بود اما به تدریج با بازی در بیش از ۱۰۰ فیلم سینمایی به شخصیت مادر در سینمای ایران بدل شد.
ژاله علو بعد از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ بازی در تلویزیون را با مجموعه امیرکبیر ادامه داد و آخرین حضور تلویزیونیاش در مجموعه مختارنامه بود.
خانم علو همچنین مدیریت دوبلاژ مجموعههای تلویزیونی مهمی از جمله «سالهای دور از خانه» معروف به سریال اوشین را عهده دار شد.
یکی از نقشآفرینیهای به یادماندنی او در مجموعهٔ تلویزیونی «روزی روزگاری» بود که در نقش یک زن ایلیاتی مقتدر بهنام خاله لیلا طرفداران بسیار زیادی داشت.

منبع تصویر، ISNA
جلال متینی؛ «ایران نامه»
جلال متینی، استاد و رئیس پیشین دانشگاه فردوسی مشهد و بنیانگذار دو نشریه ایرانشناسی در خارج از ایران، روز ۳۰ دی ۱۴۰۳ در ۹۶ سالگی در آمریکا درگذشت.
اوکه به زبان و ادبیات فارسی علاقه داشت در سالهای دوری از ایران هم به فعالیتهای آموزشی و تحقیقاتیاش درباره ایران ادامه داد.
جلال متینی سال ۱۳۰۷ در تهران به دنیا آمد و پس از اخذ دیپلم از مدرسه دارالفنون، در سال ۱۳۲۵ وارد دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شد.
همزمان با رشته ادبیات، رشته قضایی را در دانشکده حقوق دانشگاه تهران خواند و شاگرد استادانی چون ملکالشعراء بهار، جلال همایی و بدیعالزمان فروزانفر بود.
پس از انقلاب، اتهاماتی علیه او در روزنامه کیهان مطرح شد که او آنها را تکذیب کرد اما مدتی بعد و در جریان تصفیه منتقدان و مخالفان حکومت جدید تحت عنوان «پاکسازی» از دانشگاه اخراج شد.
جلال متینی زمانی که پس از انقلاب، ایران را ترک کرد و ساکن آمریکا شد، تدریس در دانشگاه برکلی کالیفرنیا در زمینۀ تاریخ و فرهنگ ایران را آغاز کرد، دو نشریه مهم در زمینه زبان فارسی و فرهنگ ایران به راه انداخت و انتشار آثار خود را هم ادامه داد.
او در سال ۱۳۶۱ فصلنامه «ایراننامه» (متعلق به بنیاد مطالعات ایران) و در سال ۱۳۶۸ فصلنامه «ایرانشناسی» (متعلق به بنیاد کیان) را راهاندازی و مدیریت کرد.

منبع تصویر، Getty Images
ابراهیم نبوی؛ «ستون پنجم»
ابراهیم نبوی نویسنده، روزنامهنگار و طنزپرداز سرشناس ایرانی ۲۵ دیماه در آمریکا به گفته خانوادهاش «جان خود را گرفت.»
ابراهیم نبوی در سال ۱۳۳۷ در استان گیلان و در شهر آستارا متولد شده بود.
پیش از انقلاب ۱۳۵۷ در رشته جامعهشناسی در دانشگاه شیراز پذیرفته شد و پس از انقلاب تحصیل خود در این رشته را در دانشگاه تهران تکمیل کرد.
پس از روی کار آمدن محمد خاتمی در انتخابات ۲ خرداد ۱۳۷۶ و انتشار چندین روزنامه اصلاحطلب، ابراهیم نبوی با بسیاری از این روزنامهها به عنوان طنزنویس و عضوی از شورای سردبیری همکاری داشت.
ستونهای طنز ابراهیم نبوی در روزنامههای جامعه، توس، نشاط و عصر آزادگان لحن و قالب متفاوتی با عموم مطالب طنز آن دوران، همچون مطالب هفتهنامه «گل آقا» داشت و او را به یکی از چهرههای مطبوعاتی شاخص آن دوران تبدیل کرد.
او با توقیف هر روزنامه در روزنامه جدیدی طنز مینوشت و مطالب طنزش از عنوان «ستون پنجم» (کنایه به جاسوسی) به «ستون چهارم» و در نهایت «بیستون» و «چهلستون» تغییر نام دادند.
آقای نبوی در دهه ۱۳۸۰ و پس از دو بار بازداشت و محاکمه از ایران خارج شد. او مدتی در بلژیک و سپس در کانادا و آمریکا زندگی کرد.
ابراهیم نبوی پس از خروج از ایران نیز طنزپردازی را در رسانههایی چون بیبیسی فارسی، روزآنلاین، صدای آمریکا، رادیوزمانه و دویچه وله ادامه داد.

منبع تصویر، MEHR
منصور یاقوتی؛ «چراغی بر فراز مادیان کوه»
منصور یاقوتی، داستاننویس، بعد از یک دوره بیماری و بستری شدن در بیمارستان روز ۸ دی ۱۴۰۳ در کرمانشاه درگذشت.
آقای یاقوتی در ۵ اسفند ۱۳۲۷ در روستای کیوهنان شهرستان سنقر و کلیایی در استان کرمانشاه به دنیا آمد. پس از مهاجرت خانوادهاش به شهر کرمانشاه در ۷ سالگی، تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در کرمانشاه گذراند.
در مهرماه ۱۳۵۰ به استخدام رسمی وزارت آموزش و پرورش کرمانشاه درآمد اما از شهریور ۱۳۵۸ از آموزش و پرورش اخراج شد و به مشاغلی مانند کارگری، نگهبانی ساختمان و سرایداری مشغول شد.
آقای یاقوتی که پیش از انقلاب هم دوبار دستگیر و زندانی شده بود پس از سه سال زندگی مخفیانه در فروردین ۱۳۶۳ دستگیر شد و پنج سال در دیزلآباد کرمانشاه زندانی بود.
منصور یاقوتی آثار فراوانی در حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان، فولکلور کردستان و رمان و داستان کوتاه دارد که لز جمله میتوان به کتابهای «چراغی بر فراز مادیانکوه»، «با بچههای ده خودمان»، «داستانهای آهودره» و «بچههای کرماشان» اشاره کرد.
همچنین تعداد بسیار زیادی از نوشتههای او اجازه انتشار نیافتند.
منصور یاقوتی دوبار جایزه کتاب سال شورای کتاب کودک را در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۶۰ برای کتابهای «مردان فردا» و «گل خاص» دریافت کرده بود.